نه به کهنه جنسی در بازار شهر
و نه به بادی در حلقوم خلق
نه به قانون ساخت بشر
نگاه من به اون دور دست هاست
جای من در این کهنه بازار نیست
اسم شهر من "رهائیست"
زنجیرها بسته به پای مغز
می کشاند مردمان، به گودال پست
وقت بیداریست!
طرح نو باید فکند
جهان من ،فقط شادیست
(سمن)
تصور باطل
عاشقان حرف مرا گوش گوش کنید
دل بستید عقل و فراموش کنید
این سخن گاف و بیهوده نیست
عشق یعنی عقل را خاک کنید
ز هر نادانی حرف شنیدن جفاست
چاره پیداست دل را چال کنید
کِشتی ام مانده به گِل لیک شما
فانوس نجات پیداست طوفان رام کنید
شرح من سوختن باختن نیست
گر بال و پر بستن باز پرواز کنید
#س.م.ن
برچسب:
نویسنده: علی حسینیان