_انسانهایی که در پی خوبی هستند بدون اینکه متوجه باشند دارن یکی از بزرگترین نقص های انسانی یعنی تایید طلبی را نشان می دهند.
_در پی این نباشید که آدم خوب و باکمالات باشید زیرا اگر از آن چارچوب لغزش کنید،ملامت و سرزنش شما را هر لحظه آزار خواهد داد،فقط در لحظه باشید و در جستجوی تنبیه و تشویق خود نباشید.
_دنبال رو بودن،نهایت مسخ بشریت است.
_شغل،برای کسانی است که خود را در برابر خداوند کسی می دانند و توهم جدایی دارند،انسانهای بزرگ که در برابر خدا خود را هیچ می دانند به شغل و در آمد هیچ احتیاجی ندارند و همیشه دارا و بی نیاز هستند.
_ حقیقی،در ندانستن و سکون است.
_زندگی شیرین است و جرات،چاشنی آن،خودکش از حقارت است و باخت چاشنی او،مرگ آگاهانه ،بی ادبی به درگاه خداوند است و کار دلیران.
_مرگ،پابان یک تجربه است و تجربه خوب و بد ندارد.
موسی و فرعون به فراخور،هر کدام تنها یک تجربه بودند.
_کثرت جمعیت جهان،نشان از بی معرفتی مردمان دارد اگر آدمی از یک نفر تمام تجربه و درس را می گرفت نیازی به کثرت جمعیت نبود.
_دیده شدن در نادیده شدن است.
_جهان،جهان اذهان است و اذهان قائم به فرد،برای همین است که هیچ چیز مطلق نیست.
_اشتباه ما انسانها در اینست که فکر می کنیم با حرکت به آرامش می رسیم.
بزرگترین اشتباه بشریت،جستحوی برای شناخت از پیرامون بود.
_درصدد جبران چیزی نباشید،بهترین جبران، بودن با حضور است.
_انسانها تا روزی که بیدار نشوند،صرفا دستگاه اطلاعات سوخته هستند.
_گذشته، روزی گذرگاه تو بود و ،شایسته احترام است نه ملامت.
_زبان،پایین ترین ارتعاش آگاهیست و سکوت،بالاترین مرتبه آن.
__دل،بی نیاز است به سواد،ذهن نیازمند به آن
_دل ،پذیرای قانون عشق است.و عشق بی قانون است.
_به خودتان رحم کنید با حمل نکردن تفکرات دیگران.
_ رهایی، در نپذیرفتن قوانین دیگران است.
_غفلت،لازمه حرکت جوهریست.
_کمال انسانها با جنون آدم های نادر ادامه می یابد.
_جهان،نور مطلق است،وجود هر چیزی، سیاهی است بر پرده نور مطلق،حتی افکار خوب،آئین های خوب،قانون های خوب و.....
✔️ در طوفان خیال گم گشته ایم،تنها یک بار به خیال شک کنیم.
✔️ آن چیزی که در ذهن پذیرفته اید ،عکس واقعیت است، حتی خدای ذهنی.
✔️ذهن مانند آینه است ،نشان می دهد ولی حقیقت ندارد.
✔️ یکی شدن با هر فکری دوگانگی می آفریند.
✔️انسان، کامل به این گیتی گام گذاشته و با دوئی دیدن از منبع نورش کاسته شده و ناقص گریده است و این دوئی، ماهیت فکری ساخته است و مانند حباب بزرگ شده و بر متاثرینش نیز تاثیر گذار گردیده است،بی ذهن باشیم!
✔️اگر دُرّی بیابی،دل به کوی بازاران نخواهی سپرد.
✔️گاهی می شود نقشی را که در فیلمنامه برایت نوشتن را تغییر داد!
✔️ کتاب "خود"خوانید، گر طالب اید به خود آئید.
✔️خداوند گره در درک حقیفت انداخته تا آگاهی نمایان شود.
✔️باز نکردن گره ها،آگاهی مطلق است.
✔️ سختی درک مسئله جبر و اختیار برای غفلت است.
✔️جبر و اختیار مانند کلاف سر در گم است که در بازی خداوندی بیفتیم و در غفلت به سر ببریم تا آگاهی به عیان آید.
✔️ دنیا و امورات دنیا مانند بازی کودکان است و مانیز برای هدفی بازیچه ایم، در بازی، غمی نیست.
✔️خداوند موجودی عقل گرا(فرشته)داشت که جبرا او را نیز ستایش می کرد،انسان را موجودی عشق گرا آفرید که دیوانه وار و با اختیار او را ستایش کند.
✔️انسانِ با اختیار،نمک آفرینش است.
✔️ قضاوت کردن، دوئی دیدن است.
✔️ هیچ چیز را قبول نداشته باشید و گرنه مسخ خواهید شد.
✔️پاشنه آشیل سقوط(هبوط) انسان عدم پرهیزکاری بود ولی بروز آگاهی نیز وابسته به عدم پرهیزکاری بود.
✔️ شنا کردن در رودخانه کار ماست،نه باز کردن گِره ها.
✔️عادت؛کمال ناخودآگاهیست.
✔️حقیقت،آن چیزیی است که ذهن آنرا درک نمی کند ولی دل آنرا می فهمد و قادر به توضیح آن نیست.
✔️ آگاهی؛ دانستن و درک حقیقت هر چیز است.
✔️اگر کل جمعیت جهان در خانه بنشینند،دنیا به همان شکل سابق می چرخد که می چرخید و هیچ کس نیز گرسنه نمی ماند.
✔️ اگر دنیا را به بازی نگیرید او شما را به بازی خواهد گرفت.
✔️ سر انجام روزی متوجه خواهیم شد که چقدر داشتیم زور الکی می زدیم!
✔️ به اندازه بزرگان عالم معنا بدانی و یا آنچه را عوام می دانند تو هیچ ندانی،هر دو هیچ است و هر آنچه در این دنیا ارزشمند و بی ارزش است همه اش بازی است،هیچ و هیچ است و آنچه می ماند تنها دنیا را بازیچه گرفتن است و بس!
✔️ " کان لم یکن"زدن به دنیا چیزی جزء مثل کودکان رفتار کردن نیست!
✔️هر چه آگاهی کم،دوستان بیش.
✔️عشق،ذاتش با حسادت اجین است و بی اخلاق و بی قانون و فتنه گر است همانند عشق شیطان به خدا که نمی گزارد که انسانی به معشوقش(خدا) برسد به هر حیله ایی متوسل می شود،عشق های مجازی نیز همینگونه اند،پس بر عاشق لعنت و نفرین روا نیست چون عاشق عاقل نیست چه عاشق خدایی و چه عاشق زمینی.
✔️ چشم های ظاهری مانند چشم موش کور بر حسب نیاز دنیای تاریک است،چشم دل باید تا نور را بیابد.
✔️ ما بازیگران فیلمنامه این دنیا هستیم،نقش نقاشیم،به خودمان و دیگران اعتراضی نکنیم،اعتراض نکردن تداعی اختیار است و پذیرفتن نشانه جبر است.
✔️ انسان با شغل باخت و در غفلت افتاد تا دانسته ها به عیان آید
✔️اصل بر گِرانی است،گرانی دلیل بر رشد است و همه اتفاقات خوب در دوره گرانی بوجود می آید،هیچ وقت دنبال ارزانی نباشید.
✔️دم از ارزانی زدن خود را سبک شمردن است،شما گرانید!
✔️ اصل بر بی علمی است،علوم دنبال نخود سیاه رفتن و دور شدن از علم خدائیست.
✔️ خداوند با خلقتِ انسان باخت تا پیروزیش را ببیند.
تنها خلقت انسان می توانست چشم خداوند را بر روی خودش باز کند تا جمال، کمال ،قدرت،لطافت و...خودش را ببیند.
✔️ خداوند و هر آنچه بود و هست همه در وحدت بود،خواست تا جدایی را تجربه کند،انسان را آفرید و مسئولیت سنگین جدایی و ذهن و اختیار به انسان عطاء فرمود و این عشق بازی ادامه دارد.
✔️قضاء؛ حق وتو خداوندیست.
✔️اصل بر بی شغلی است،کسب درآمد از طریق شغل یک خیالی بیش نیست و برای کسانیکه این را به عنوان یک قانون و واقعیت پذیرفته اند معتبر می باشد.
✔️اینکه شما جدا از خدا هستید تنها یک توهم است.
✔️ خلقت جهان بر پایه عشق است،حتی کینه،خشم و خصومت نیز به نوعی عشق است.
✔️ خالق خدا باشید!
انسان به هر چیزی فکر و توجه کند یا در این دنیا او را بوجود می آورد یا در آخرت،اگر به هیچ جیز فکر و توجه نکنید خدا را خلق کرده اید..
✔️ انسان،چیزی بیش از اختیار نیست.
✔️ همه چیزی نسبی است، گاها لطف خداوند در قهر خداوند خودش را نشان می دهد.
✔️ قضاوت کردن(خوب و بد کردن ...):ایستادن در برابر علم خداوند و ادعا به علم خود و این یعنی دوئی و دور شدن از معبود.
✔️ اصل بر بی رفیق بودن است،رفاقت فرع و برای فرار از خود است.
✔️نه زمستان را ببینید و نه تابستان را و نه پاییز و بهار را،حضور را بیابید.
✔️وهم،برداشت نادرست از حقیقت هر چیزی است.
✔️ اگر قهری از طرف خداوند میاد بدون اعتراض و کنکاش بپذیرید این لطف خداوند لست که ما بی خبریم،اگر کسی با شما قهر می کند با او سعی نکنید آشتی کنید چون صلاح شما در قهر اوست مگر اینکه اتفاقی باهم آشتی کنید.
✔️فهم، برداشت درست و عمیق از هر چیز ناآشنائیست.
✔️ نفس(شیطان) و عقل(فرشته) هر دو در وجود انسان است و انسان در کشمکش هر دو قرار دارد مانند فاز و نولی می مانند که لامپ را روشن می کنند،نفس و عقل نیز هر دو لازمه روشن شدن آدم کامل است
✔️ علوم فقط انسان را از راز آفرینش دور می کنند،اگر رازی هم هست در عدم حرکت و تلاش است و این نیز باعلم منبعث از علم کُل حاصل می شود.
✔️ دو چیز همراه توست،خدایت و بازگشت اعمالت،پس!خودت را بشناس تا آرامش به سویت برگردد.
✔️مجازات با خداوند و قانون است،ما حق نداریم انسانهای خاطی،گنهکار و مجرم را حتی بانوع نگاهمان مجازات کنیم.
✔️ وصال به حقیقت تنها در مرگ است و مرگ اختیاری نیز از همان جنس است.
✔️شریعت و طریقت در حقیقت راه ندارند.
✔️عبادت،تسلیم محض است در برابر مشیت الهی.
✔️کفر و ایمان از موانع رسیدن به حقیقت اند.
✔️ خداوند عاقل(فرشته) داشت دنبال دیوانه می گشت پس آدم را با چاشنی عشق آفرید.
✔️ فرشته تکامل یافته عقل است و شیطان تکامل یافته نفس و انسانِ کامل(آدم) ترکیبی از هر دو است.
✔️ اختیار ؛برگشت اعمال به سوی خویشتن است،
جبر؛نتیجه اختیار است.
✔️مُد؛ بازترین شیوه تقلید و نشانه بی هویتی است.
✔️تنها در مرگ اختیاری است که افعال آدم به خودش بر نمی گردد،چون فاعل افعال خودش نیست.
موقعیت اکنون ما،نتیجه اعمال گذشته ماست،
پس،هیچ کس مقصر نیست!
✔️ انسان با مرگ به کمال می رسد و نیازی به توشه برای آخرت ندارد.
✔️خدا سکوت است و انسان قیل و قال و نازل ترین ابزار شناخت گفتار است.
✔️ تا "من" داری گفتار،رفتار و حرکات دیگران را می بینی ،خودت را در خدا محو کن تا به غیر او نبینی.
✔️جدایی خلق شده است که وصال معنا پیدا کند و مسئولیتش را انسان بر دوش کشید.
✔️ غفلت،دلیل بر وجود حقیقت است.
✔️ اتفاقات به خاطر اینکه کوچک هستند رخ می دهند تا انسانهایی که بزرگ هستند را با نظر دادن شان به اندازه خودشان کوچک کنند.
✔️شکر،نه به دانش ذهن است و بله به دانش الهی.
✔️زندگی بدون من در صلح است.
✔️سرانجام مردم جهان روزی متوجه خواهند شد که چقدر توسط فوتبال سرکار بودند.
✔️سلامتی در ورزش نیست بلکه در پرهیز است.
✔️هفت صفت هر انسانی؛
۱-کبر: خود بزرگ بینی، خودخواهی، خودنمایی،غرور
متضاد کبر: افتادگی
۲-حسادت:رشک، تنگ چشمی
مقایسه یک فرد خود را با دیگری در هر چیزی که فرد حسود خود را در هر مرتبه پایین تر می بیند و دیگری از هر حیث بالاتر،حسود بدخواه و توطئه گر است.
متضاد حسادت:بلند نظری،ندیدن
۳-شهوت:میل زیاد به هر چیزی،هوس، هوی، خواهش نفس، بسیار خواهی.
متضاد شهوت:ریاضت،کف نفس.
۴-خشم: برآشفتگی، برافروختگی، تندخویی، عصبانیت، غضب، غیظ، قهر
متضاد خشم: مهر.
۵-کینه:دشمنی و آزار کسی را در دل پوشیده داشتن،حقد، بغض، دشمنی، غرض، کین، نفرت
متضاد کینه: محبت، مهر
۶-حرص:افزون خواه، طمع، طمعکاری،
متضاد حرص: قناعت.
۷-بخل:مال پرستی، خسیس بودن،
متضاد بخل: سخاوت، کرم، بخشش.
این هفت صفت بلا استثناء در هر فردی وجود دارد ولی شرارت نفس باعث می شود دوز هر یک از این صفات بالاتر برود و فرد اسیر نفس می شود و منفور دیگران و بی خبر از خداوند.
✔️ اختیارم داده است یار که تا بی اختیار شوم.
✔️ اختیار آغشته بر جبر است و جبر محیط بر اختیار است.
✔️زندگی برای تک تک انسانها نقشی نوشته است،کسانی موفق اند که بازی و نقش خودشان را بپذیرند، راه برون شو از نقش ها دعا و خواستن است نه اعتراض کردن و هیچ کس به خاطر نقش هایش آتش و حوری را نخواهد دید و در آن دنیای بعد از مرگ که بی جاست تمامی انسانها به جهت رحمت واسعه خداوند به اصل خود بر می گردند.
✔️اعتقادی به رسم و رسوم این جهانی و قوانین مدون و نانوشته نداشته باشید،چون اصل بر بی قانونی است و اگر می خواهید بی قانون باشید باید با آگاهی مسئولیت آنرا نیز بپذیرید.
✔️ حقیقت نه در فکر گنجد نه در کلام،هر دو حجابند.
✔️آدمی مسلوب الاراده است و مقهور مشیت الهی،گاه گاهی اراده می کند و به نتیجه ایی می رسد که دوباره اراده کند و مقهور خداوند بشود و نیت اش شکست بخورد ولی خداوند دوباره امید و آرزو در دلش می کارد که بی آرزو نباشد ولی سرانجام باید بپذیرد که اراده ایی ندارد و همه چیز تحت اراده اوست.
✔️ نفی خود نکنید،هرآنچه از جماد،نبات،حیوان و انسان در مسیر شما قرار گیرد و به نحوی به او صدمه بزنید،به خود زده اید.
✔️ جنگ در هم هویت شدگی هاست.
✔️ نه اراده کنید و نه ادعایی،چون شکست خواهید خورد،فقط توکل کنید.
✔️ نذر و نیار و نیت برای انجام کاری غالبا به سرانحام نمی رسد و دلیل آن ابراز دوئی است،توکل کنید او وکیل توانائیست.
✔️ زندگی ارزشمند تر از آنست که صرف رخدادها شود.
✔️ با فکرها همسفر نشوید آنها شما را به پوچ آباد می برند ،بهشت درهمین لحظه و همین جاست.
✔️گردویی که در اسفل زمین کاشته می شود هر چقدر رشد کند و بزرگتر شود هر چند به ظاهر شاخه ها،ساقه ها و برگهای آن متفاوتند ولی در اصل خود گردو است و به ظاهر ماموریت ها متفاوت و آثار گوناگون است ولی در نهایت هدف یک چیز است؛ به ثمر نشستن "گردو"ایی است عین همان گردویی که در زمین کاشته شده است ،گردو برای شناخت خودش نیازی نیست برگه ها،ساقه هاو شاخه هایش را بشناسد بیرون از خود گردو خبری نیست، در یک درخت در تبدیل شدن یک گردو به گردویی کامل ممکن است چندین گرو کامل نشوند و این یک اصل پذیرفته شده است همه گردو ها نباید و لازم نیست کامل بشوند و خدشه ایی به گردویی گاشته شده و کشت کننده آن نیست، این مثالی است برای تشریح خلقت آدم.
✔یک عمل در دو دنیا تاثیر ندارد،نماز و روزه یک فرد با فعل حرام آن در همین دنیا برای فرد تاثیر مثبت یا منفی دارد،مهم نیست از شما چه عارض شود،پوشش و عدم پوشش شما رسم و رسومات این دنیاست مثل تمام رسوم و قوانین این جهانی،تنها شما زمانی بازنده نیستید که غفلت نکنید.مابقی عارض و عاریت است نه جوهر.
✔️ احساس مالکیت بر فرزندان ،برده داری نیست پس چیست!؟
✔شادی با حضور ذهن محقق می شود،
ضمیر ناخودآگاه از طریق ذهن داده هایی را که ضبط کرده اگر آگاه نباشیم با توجه به آنها که همان افکار هستند این لحظه، حضور را از ما می گیرد و ما با افکار به گذشته و آینده می رویم اگر آگاهانه نفس بکشید در این لحظه حضور دارید و گرنه ضمیر ناخودآگاه برای شما نفس خواهد کشید .
✔انسانها آمده اند که بگویند مثل من نباشید اگر ایراد بگیرید خود من خواهید شد.
✔هیچ کس در امان نیست!
پس ادعایی در وصف خود و ذم دیگران نکنید
✔انسانهای دارای عقل و تدبیر،مسخ شده فراگیریهای بیرونی هستند.
✔ هر وابستگی شما را از خدا دور می کند مگر شخص یا کتاب و یا هر چیزی که خدا را به شما معرفی نماید.
✔در جهان هیچ قانونی پایدار نیست چون اصل بر بی قانونی است.
✔هیچ کس و هیچ چیز تحت هیچ عنوانی حق ندارد شادی را از شما بگیرد.
✔ کسی شجاع است که بتواند قلب خود را صاف کند.
✔باید در درون خبری باشد که از بیرون پیگیر خبر نباشیم.
✔ تو خودِ بیگ بنگی که جهان هستی گستره ای از وجود توست.
✔ زندگی کامل است و بهترین تصمیم را برای هر کس می گیرد ذهن ناقص است و به همین جهت به تصمیم خوب زندگی اعتراض و مقامت می کند و اتفاقات را قبول ندارد.
✔ جستجو نکن تو خود جستجویی!
✔سکون شما در مرکزتان دلیل بر آگاهی شماست اگر در مرکز خود قرار نگیرید،دنیا به شما درس سکون خواهد داد.
✔ نفس یعنی جدایی و هر چه خوراک نفس بیشتر جدایی بیشتر.
✔در دنیای هبوط کردیم که جنس آن تاریکی محض است حتی روشنایی روز آن نیز تاریکست که به مصلحت ما روشنایی می بینیم...
و برای اینکه سِره از ناسِره شناخته بشه این دنیای تاریک دو نیروی قدرتمند دارد به نام نفس و ابلیس که یکی از درون و دیگری از برون پای ما را در گل و لای این دنیا نگه داشته اند و برای رهایی از این سه نیروی قدرتمند نیازمند انسانهای دل صاف و خودشناس هستیم که هبوط ما را به صعود تبدیل کنند.
✔به حقیقت هیچ کس هشیار نیست!
همه هشیار به حواسِ نفس خویش اند.
✔ چشم خدایید اگر با چشم سَر نبینید.
✔چون تنها شمایید که در روی زمین زندگی می کنید و مابقی انسانها چیزی مانند تمثال شما هستند که به عنوان تجربه پازل تان را تکمیل می کنند، بنابراین هر کاری چه خوب و یا چه بد بر علیه دیگران انجام بدهید بر علیه خودتان انجام داده اید،
چون کسی به غیر از شما وجود ندارد،
همه انسانها خود شما هستند.
✔هیچ کس بد نیست! زیرا خداوند چیز بدی را
نمی آفریند،شاید از دید بشر افرادی بد باشند ولی در هدف آفرینش آدمای بد نقش آدم بد را بازی می کنند مانند نقش مثبت و منفی در تولید یک فیلم،
هدف از تولید یک فیلم ارائه یک پیام خاص با ایفای نقش مثبت و منفی بازیگران است که به طبع آن نیز در آمدی برای یک مجموعه به دست می آید.
نقش بد نباشد،نقش مثبت معنای پیدا نمی کند و اصولا فیلمی هم تولید نمی شود و این تعمیمی است برای راز آفرینش...
از آدمای به ظن خودمان بد، فقط درس باید یاد بگیریم.
همه انسانهای با هر نقشی که دارند لطف و نعمتی برای ما هستند.
✔برای اینکه به لحاظ فلسفه آفرینش پیشرفت کنید و متمایز از خیل مقلدان باشید باید آن چیزهایی که نامرئی و ضرورت شناخت آدمیت هستند را بشناسید:
نفس،خدا،اختیار،عقل،فهم،احساسات،جان،دل،ابلیس،ذهن و افکار.
✔کفر چیست؟
شما چشم خداوند هستید اگر بوسیله افکار به گذشته و آینده بروید یعنی چیزی توجه شما را بدزدد و از این لحظه که حضور بی نهایت خداوند است غافل بشوید ،کافرید هرچند فرد معنوی باشید یا اگر بی دین باشید ندانسته کافرید.
✔هیچ کس بد نیست!
و هیچ عملی هم بد نیست،همه چیز تجربه است برای تکمیل آگاهی.
تنها چیزی که بد است،تجربه را تجربه کردن است.
درس خداوند یا با قهر است یا با لطف
...و این دنیا دار امتحان است.
ظهور همه رخدادها و انسانها در مسیر زندگیت برای پاس کردن امتحان توست ،تا نمره قبولی را نگیری رفتار و صفات آن انسانها که صفات خود توست برایت تکرار می شود و همچنین تا درس و پیام رخدادها را که هشداری برای تعلیم توست از آنها نگیری آن اتفاقات برایت تکرار می شوند و اگر در این کالبد به انسان کامل تبدیل نشوی در تناسخ بعدی باید تجربه ها را تجربه کنی تا اینکه آدم بودن را پاس بکنی و به عالم معنا بپوندی....
✔همه چیز در زندگی دست خودتان است و این شمایید که تصمیم می گیرید آیندتان را مطلوب رقم بزنید یا نامطلوب فقط مراقب گفتارتان باشید حتی اگر از روی شوخی و یا ترحم جملاتی را بگویید،آن جملات آینده شما رقم خواهد زد،بنابراین برای زندگی بهتر جملات مثبت بگویید.
تنها دو چیز استثناء بر تصمیم،تلاش و فعل و تدبیر شماست یکی قضا و قدر خداوند است که خارج از اراه و تصمیمات شماست و دیگری رضایت و عدم رضایت والدین نسبت به شماست که بر خلاف و یا مطابق میل و برنامه ریزی شما در روند زندگیتان تاثیر دارند.
✔ در برابر سیل خروشان تقلید سدی از آگاهی بزنیم.
✔ یک خلاء در درون هر آدمی هست که تنها با عشق به خدا پُر می شود،پرکننده های توهمی و مصنوعی برای خلاء وجود دارند.که با وجود آنها تنها خوشی های آفل به انسان دست می دهد که برخی از آنها بسیار زیانبار هستند،هر چند جستجوی اینها و پناه بردن به آنها دلیل بر جستجوی عشق حقیقی است ولی نشانه نیافتن مرهم خلاء است.مواردی مانند شرب خم،تماشای فیلمها و ورزش ها،مصرف مخدرها،آرام بخشها،سیگار،قلیان،مسافرتها،جشن ها،کسب ثروت و مقام پُرکننده های توهمی خلاو هستند. خلاء هرکس با عشق به خدا پُر می شود و شاید عشق های مجازی نشانه عشق حقیقی یا تمرینی برای آن باشد.
دیگران و جامع را با همان شکل و موقعیت
بپذیرید نه ایراد بگیرید نه کمک
کنید و نه دل بسوزانید زیرا با این کارها روند اصلاح
فرد و جامع را به تاخیر می اندازید و مسئول
آن شما خواهید بود.
✔ انسان برای کامل شدن باید
در اجتماع زندگی کند، انزوا و گوشه نشینی
برای مواقعی است که فرد به مرتبه کمال
رسیده باشد این مورد هم خیلی کم پیش
می آید.
✔ همه انسانها و حتی انسانهای معنوی مخالف خدا هستند،مگر اینکه ذهن دوئی نداشته باشند و به نفس خود بمیرند.
✔ هیچ چیز، هیچ کس و هیچ صفتی خوب یا بد نیست،همه چیز خنثی است،هر آنچه را تجربه کردید،ایرادی به آن نیست،فقط تجربه را تجربه کردن،ایراد است.
✔ اختیار، دامی است از طرف خداوند برای وصل کردن انسان به خودش،اختیار در جبر خداوند پنهان است همه چیز در اراده خداوند است،اختیار بهانه ایی است که انسان اشتباه کند در اضطرار قرار بگیرد و به خدا پناه ببرد،هدف از اختیار همین بوده است.
✔همه انسانها یک نفر بیش نیست
کثرت انسانها فقط تجربه است برای کمال.
✔ در نهایت همه بخشیده می شوند،چون خوب و بد همه یک هدف را دنبال می کنند و آن گواه و شاهدی برای خداوند است که او آفریده شده تا خدا بوسیله انسان شناخته و دیده شود،هر چیزی به ضدش شناخته می شود خداوند نیز انسان را آفرید که خدا خودش را ببیند و ضد انسان شیطان بود که آفرید،خوب و بد،انسان و شیطان همه برای یک هدف خلق شده اند که آن دیده شدن خداوند است،مسولیت انسان خوب و بد و انسان ابلیس متفاوت است ولی همگی یک هدف را دنبال می کنند.
✔ ذهن؛با توجه به آنچه در گذشته های دور
و نزدیک ضبط کرده به انسان القاء می کند
که در برخورد با مسائل با توجه به ضبط شده ها
تصمیم بگیرد و انسان #قوه اختیار را دارد که با
توجه به گزارش و تجربه های ذهن رفتار کند
و یا اینکه تصمیم نو بگیرد،که اصل بر تصمیم
نو است که حکایت از آن دارد که شخص
در زمان حال زندگی می کند و آگاه است.
تصمیم گیری با توجه به تجربیات ذهن،بردگی است
و این تضاد است با بندگی خداوند و غفلت کامل است.
✔ اکثرت مسافرت ها حتی مسافرت به اماکن مذهبی به خاطر فرار از خود و دام دنیاست.
✔ بیرون از خود خبری نیست!
هر آنچه هست غفلت است و
مانع حضور.
✔ منظور، اظهار تو بود جانا،چون روا می داری که اظهار تو در رنجش ما باشد.
✔تقلید چیست؟
تکرار تصمیمات باطل و به حق دیگران که در ضمیر ناخودآگاه انسان ضبط شده و به کار بستن آنها را در این لحظه بدون استفاده از خِرد نو
✔ فکر چیست؟
تصویر یا همان عکس است
تکه ایی از آگاهی کُل است
بی فکری تمام آگاهی است
ذهن فکر تولید می کند
ابلیس با بزک دادن ،توجه را بوسیله
نفس با سویش جلب می کند تا انسان
در تکه ایی از عکس هر چند زیبا گیر کند
و این عکس و یا عکس ها می تواند هر چیزی
باشند هر چند معنوی ،ولی دزد آگاهی است.
✔آگاهی با ابزار ذهن که تولید فکر(تصویر سازی) می کند بصورت لایو( live)نقش شما را در جهان هستی نشان می دهد.
این لحظه حضور خداوند است. یعنی اگر شما آگاهی را که ذهن بصورت زنده نشان می دهد آنرابصورت یک قطعه عکس یا فریم تیکه کنید و توجه شما را بدزدد از نمایش فیلم زنده عقب خواهید ماند و آگاهی شما که در بی نهایت و نامحدود جاری است بصورت محدود می شود و شما بوسیله امر نفس(درون) و بزک ابلیس(بیرون) در یک آگاهی تکه شده گیر خواهد ماند و از آگاهی کُل واز غافله عقب خواهید ماند.
به قول شمس تبریزی؛
"نماز را قضا هست حضور را قضا نیست"
انسان قرار بوده بیاید فیلم را نگاه کند و نظر ندهد(نظر یعنی آگاهی برای شناخت میوه ممنوعه) از آنجائیکه به انسان با توجه تجربیات گذشته اش اختیار داده شده است دخالت می کند و فیلم را به همان صورت که هست نمی پذیرد،چون ابلیس و نفس آنرا نمی پذیرند.
✔ توجه به هر چیزی مانع از حضور است.
✔بی تفاوت باشید،چون به هر چیز توجه کنید انرژی و آرامش شما را می دزدد و او بر سما حاکم خواهد شد.
✔ حواس را بیکار کنید او(خدا) رو می نمایاند.
✔ من در چَه،ناز دیدم و نیاز...
✔دانی که چرا این همه رنج از ابلیس برتو می رسد؟
چون او عاشق خداست و تو رقیب اویی
اگر به قرب حق می روی،یا خمش باش، دم مزن
یا که غوغا می کنی،رنج بکش و دیگر مرنج...
✔ سرانجام یه روز متوجه خواهی شد...
که دیگر نمی توانی از کسی بدت بیاد
دیگر نمی توانی تنها برای خودت دعا کنی
چون همه خودِ تو هستند
رنج هر کسی رنج توست
و عیب هر کسی عیب توست
و فقط آمده اند که کمک کنند که تو رشد کنی
این همه آمدن و رفتن ها
دلیل بر اینست که تو هنوز کودکی
و درس ات رو نگرفتی....
✔تفاوتی در نهایت دانش و نهایت ناآگاهی نیست،عمق فاجعه در "میدانم" است.
✔زندگی،تعبیر حی است در ساعت صفر.
-✔چشم می بیند،گوش می شنود ذهن وسوسه می کند
دست و زبان و بدن را به حرکت در می آورد ،تا انسانی را به قهقرا بکشاند...
✔_افرادی که گوش های تیزی برای شنیدن حرفهای مردم دارند ذهنی تنبل برای درک حقایق و معرفت دارند.
✔ سرانجام روزی مردم خواهند فهمید که اکثر ورزش ها برای سلامتی تن زیان آور می باشد.
✔️ورزش،برگشت به دوران حیوانی انسان است که سیستماتیک و نوین شده است.
✔تندرستی روح و تن در گروه پرهیز(افکار،زبان،رفتار)است نه ورزش.
✔بهترین کمک به انسانها و کمک به هر آنچه که در روی زمین هست، شناختن خود است...
✔ آنچه این روزا به تلقین از فضای مجازی
و به تقلید، همه دکتر شدن و میگن فلان گیاه
برای سلامتی خوب و فلان گیاه بد است
پدیده شوم است برای پرور جسم و دور گشتن
از واقعیت
واقعیت اینست که هیچ بزرگی سلامتی جسم و
روح رو در گرو خوردن ندانسته و هر آنچه هست
غالبا حدیث و اخبار جعلی است ، آنچه که مهمه همه بزرگان
ما رو به نخوردن توصیه کرده اند، و سلامتی در گِرو
پرهیز و اقلِ اکل و ماکول است.
بهترین طعام خداوند جوع است و ازون پایین تر
که بسیار مفید است و ارزان آب و نور خورشید است
در ماه رمضان ما مهمان خداییم و حتی حلال خدا
رو نیز نمی خوریم و این یعنی نخوردن و کم خوردن
راز سلامتی جسم و روح است
متاسفانه این روزا سلامتی رو در گرو خوردن
تبلیغ می کنن و حتی لاغری رو نیز وابسته
به خوردن فلان دارویی گیاهی و شیمیایی
القاء می کنند و ما نیز مقلدانه و مطیع وار
پذیرفته ایم.
✔️تنها نماز است که انسان را بی باده مست می کند.
✔️زیباترین تنهایی، "بی من" بودن است.
✔️زندگی؛جدالیست بین خیر و شر برای ماندن در این لحظه و کشاندن از این لحظه.
✔️مقام خود را دست کم نگیرید،شما شاهدی برای قاضی بزرگ هستید و قاضی به کمک شاهد حکم می دهد.
✔️اِرِنی کسی توان گفت که به "لا" توان بیابد.
✔️پاسخ دادن به انسانها و یا هر چیز دیگری از خرد زندگی می آید و آگاهانه است ولی واکنش نشان دادن از شرطی شدگی ها و یادگیری های قبلی است و باعث رنج،قهر،دعوا و کدورت و...می شود.
✔️انسانهای موفق در زندگی کردن به کلیات بهاء می دهند و در یادگیری فنون و شغل به جزئیات اهمیت می دهند.
۱۰۱_فقط به انسانهای که شیطان در درون آنهاست و "من" دارند حرف و عمل دیگران به آنها "برمی خورد" .
۱۰۰_اتفاقات دامیست خطرناک،که طعمه آن،نظر دادن است.
۹۹_اتفاقات نمی افتند که ما را خوشبخت یا بد بخت بکنند بلکه برای آگاه کردن ما روی میدهند.
۹۸_ابدیت؛جنس آدمیست،نه زمان،جمع شدن از گذشته و آینده به اکنون،ابدیت انسان هاست.
۹۷_نه منی وجود دارد و نه مایی،همه اوییم.
۹۶_فکر،قالب است و خداوند بی نهایت،بنابراین بی نهایت در قالب جا نمی گیرد، راه شناخت خداوند تبدیل شدن یا زنده شدن به خود اوست.
۹۵_-زبان و فکر را خاموش کنید تا نور حقیقت در شما روشن شود.
۹۴_همیشه بهانه ای برای قشنگ دیدن هست،چشم دل را باید شست،گاهی زیباترین چشم ها از قشنگ ترین گل، تنها خارهایش را می بیند.
۹۳_گر غره بدان شوی که مهره روزگارت بدان جای، جای گرفت
مانع شناس گر نشوی،مهره و خطش تو را به دام خواهد گرفت.
۹۲_منظور "زندگی"چیست؟"او"به کمک ما در ما"زنده" شود، و ما او باشیم و نیز ما.
۹۱_همه چیز در این دنیا بی وفاست،واین بی وفایی چیزهای دنیوی،علامتیست برای رسیدن به با وفاترین ها،که همان خالق هستی است.
۹۰_ذهن حراف،تند تند حرف می زند و نفس نفس می زند،یا به حرف اش گوش ندهید و یا او را خاموش کنید.
۸۹_خیلی خوب است که چرخ دنده های اقتصاد به همدیگیر گیر داشته باشند ولی هرگز نباید چرخ دنده های خود را به چرخ دنده های دنیا گیر بدهیم.
۸۸_فقر مالی و وارفتگی روانی از عوامل موثر در گرایش به افراط گرایی دینی و مذهبی است و در برخی موارد نیز باعث تنفر شدید از دین و مذهب می شود.
۸۷_دوستی مقدس است و هنر؛در تداوم دوستی هاست،نه در تکثر دوستی ها.
۸۶_بهترین" خدمت" اینست که انسانی بتواند انسانی دیگر را به واکنش منفی وا ندارد.
۸۵_اکثر موارد تیری(حرف های مردم) پرتاپ نمی شود ما به تصور باطل، خودمان را سیبل قرار می دهیم اگر هم تیری پرتاب می شود باید فن کنار کشیدن از تیرها را یاد بگیریم که در این حالت تیرهای زهرآگین نیز به زمین خواهند خورند،در غیر اینصورت تیر هر پرتاب گر نابینایی به شما خواهد خورد.
۸۴_نیاز ما ؛سکوت و سکون است نه حرف زدن و عجله کردن.
۸۳_حقیقت،در باورها نیست.
۸۲_رهایی، در اسیری اوست.
۸۱_دلیل اعتیاد و وابستگی به هر چیزی، به علت گم شدن در فکرهاست.
۸۰_وحدت؛در تصویرسازی نیست.
۷۹_حرف زدن،باعث نرسیدن به موفقیت هاست.
۷۶_کار ما در این جهان شاهد و ناظر بودن است نه قضاوت کردن و حکم دادن و لازمه آن پرهیزکاریست یعنی پرهیز را باید با روزه گرفتن تمرین کنیم تا از جنس اتفاقات و چیزهای دیگر نشویم از جنس اتفاقات شدن؛ظلم به خداست چون جنس ما از خداست و جسم میراست و این روح است که نامیراست.
۷۵_ذهن؛ مکان منیت است،مکان ما در بی مکانیست با تکرار افکار در ذهن اقامت نکنیم.
۷۴_بدترین قانونها،قانونهای ساخته و پرداخته ذهن ماست که توهمی بیش نیست مانند:آبروم می رود،خجالت کشیدن،من شانس ندارم ،همه باید به من احترام بگذارن،من کم رو هستم...
۷۳_اوج حماقت انسانی در اینست که انسانها برای دیدن فیلم های که در آن،انسانها هم نوعان خود را می کشند،بلیط سینما ها را بگیرند و با لذت آن را تماشا کند و یا اینکه اخبار جنگ ها را دنبال بکند.
۷۲_انسان های متعهد ،قانون جبران را رعایت می کنند.
۷۱_برای زندگی خود تصمیم بگیرید،عدم تصمصم گیری یک نوع تصمیم گیری است که شرایط برای شما به بدترین شکل رقم خواهد زد با تصمیم آگاهانه شرایط را به نفع خود رقم بزنید.
۷۰_بیشتر وقت ما صرف این نکته می شود که به باطل اثبات کنیم ما راست می گوییم دیگران غلط می گویند.
۶۹_کار روزمره اکثر ما اینست که با اصرار ثابت کنیم ما اونی که هستیم نیستیم.
۶۸_عشق؛ بی نهایت و بی رنگ است.
۶۷_اگر می خواهید موتور شیطان نچرخد،از هیچ کس و از هیچ چیز،چیزی نخواهید.
۶۶_یکی از خواص شیطان،"خواستن" است و این خواستن به شیطان قوام می بخشد،خواستن؛نتیجه حرص است.. ما انسانها،تمام و تام آفریده شدیم.
۶۵_ هر چیزی که توجه آدمی را بدزدد(اعم از:عشق،وابستگی به هر چیزی،اعتیاد؛فکرها،هم هویت شدگی ها و...)او حائل بین آدمی و خداست و در اینصورت است که انسان،کفرکننده می شود.
۶۴_انسانها وقتی به "قله خوشبختی" می رسند که، همه آنها بتوانند کنش و واکنش را به صفر برسانند.
۶۳_سوال کردن یکی از موانع رسیدن به خداست،خداوند در حیطه سؤال نیست.
۶۲_ادیان؛پناهگاهای هستند در امتداد راه،برای رسیدن به مقصود.
۶۱_ذهن دوئی یعنی ذهنی که عاشق قضاوت کردن است یعنی همیشه یک چیزراخوب می داندویک چیزرابد.یادبگیریم همیشه ناظر باشیم نه قاضی حکم دهنده.
۶۰_شناخت خدا با فکرها امکانپذیر نیست چون افکار توهمی بیش نیست و خدا همانی است که نمی توانید فکرش کنید و در جدائیت نیست ما جدا از خدا و خدا جدا از ما نیست،خداوند اسم ، کلمه و مفهومی ندارد،خداوند در نشناختن و نیافتن است.
۵۹_واجب ترین تکلیف؛مشخص کردن تکلیف انسان با خودش است.
✔️
۵۸_از چاه؛آب شور و شیرین در نیاورید،بگذارید چشمه های کوثری از شما جاری شود.
۵۷_ انسانها مجوزی برای اشتباه کردن دارند ولی مجوزی برای تکرار اشتباهات ندارند.
۵۶_چگونه می توانیم به هوشیاری خدایی برسیم؟1- عمیقا بدانیم مافکرهایمان نیستیم وبه فکرهامون نگاه کنیم زیرا ذهن مافقط می تواند بفهمد نمی تواند بداند2- پذیرفتن این لحظه باهراتفاقی که می افتد3- زندگی زنده رادر بدن فیزیکی راحس بکنیم مثلا.. زندگی درنوک انگشتان پاو دست حس کنیم وآنهارا دریک نقطه به هم متصل کنیم.
۵۵_چگونه بفهمیم دربیراهه هستیم ؟اگر دریک موضع فکری وذهنی انتخاب کنیم واز آن پایگاه بایکی بحث وجدل بکنیم وسعی می کنیم متقاعد کنیم که من دارم راست می گویم وتوداری غلط می گویی وبرای متقاعد کردن اوخودرا به رنج بیندازیم دراینصورت بیشتر غصه ودردپیدا خواهیم کرد.
۵۴_چکیده تمام گفته های بزرگان جهان دو کلمه بیش نیست؛نیکی و عشق
۵۳_نصف آرامش دراینست که بتوانیم نظر"ندهیم.
۵۲_ماسالهادرقربت زندگی کرده ایم یاگذشته بودیم یادرآینده ،زندگی دراین لحظه واین لحظه وجود خداست وخدا حی و قائم به ذات است
۵۱_این اصل راماباید روزی فردبه فرد قبول بکنیم که رشد وتغییر فردی بوسیله خودماصورت بگیرداشخاص دیگرنمی تواتنند ماراتغییر بدهندوبه احتمال زیاد ماهم نمی توانیم دیگران را تغییر بدیم ،باید بپذیریم که انسان ها اراده آزاد دارند هرچند ما گاها بتوانیم زیاد صحبت کنیم ویازور بگوییم ولی درنهایت آنها هستند که تصمیم می گیرند.
۵۰_دب دادنی نیست،ادب برداشتنی است؛اگرمی خواهیم فرزندان با ادبی داشته باشیم باید اول خودرا اصلاح کنیم.
۴۹_توجیهات؛تعمیرات شیطان است،اتفاقات و کارها و اشتباهاتتان را به همان شکل بپذیرید و از توجیه آوردن پرهیز کنید در اینصورت است که خداوند کارهایتان را به زیباترین شکل درست خواهد کرد.
۴۸_زندگی را "پس انداز" نکنید،زندگی را در این لحظه،پر زندگی کنید اعمالی مانند؛خشم،حسادت،روانداشتن خوشبختی برای دیگران،مقایسه کردن ...باعث پس انداز زندگی می شود.
۴۷_مسئولیت ما،رسیدن به دیدار و پخش هوشیاری خدایست.
۴۶_خدا،آغاز و انجام ندارد کارهای این جهانی آغاز و انجام دارد.
۴۵_جغدها را نباید کشت آنها به ستاره سهیل نیاز دارند.
۴۴ذهن خود را با بیرون کردن "من"ساده کنید.
۴۳_بزرگ ترین عیب اینست که آدم از خرد زندگی محروم شود.
فقیر کیست؟انسانی است که در زندگی با هیچ چیز هم هویت نیست.
۴۲_انسانها به خاطر ترس از کوچک شدن کارهای خود را توجیه می کنند.
۴۱_همانند "کتاب گویا وخموش باشیم ،هروقت به سراغمان آمدند داشته هایمان رابدون منت ومنیت دراختیاردیگران قراربدهیم.
۴۰_درزندگی؛ هیچ وقت به دنبال مقصرنباشید ،اگراشتباهات خودراگردن دیگران بیندازید علاوه براینکه مشکلاتتان حل نمی شود به مشکلاتتان نیز افزوده می شودوراه حلی برای مشکل خود نمی توانند پیدا کنند.
۳۹_خاطرات زندگی را جایگزین رویاها نکنید،رویاها؛انگیزه ای برای ادامه زندگی هستند،خاطرات؛نزدیک شدن به پایان زندگیست.
۳۸_زمین گرداست وچرخان وغلطان،!پس لاجرم همه ی ماانسان ها یک روزی زیر چرخ های زمین خواهیم رفت و مزه مشکلات، پیری مرگ راخواهیم چشید!!راه نجات چیست؟آن است که ازملک به ملکوت برسیم؛ملکوت؛ازلی وابدی است.درزمین نشانه های بی نشان زیاد است؛پیدایش کنید تاجاودانه بمانید.
۳۷_چگونه خودمان راگیج می کنیم؟ماهرصبح که ازخواب بیدارمی شویم معتادواربه جهات مختلف فکر می کنیم ودرآخرشب تازه می فهمیم که فقط دورخودمان چرخیدیم وکسیکه زیاددورخودش بچرخدحتما به زمین خواهد خورد یا اینکه درزندگی تلو تلو خواهد رفت.
۳۶_فاصله بین دو فکر وجود خداست.
۳۵_خداوندا ؛مارا به فعلیت درآر ،بالقوه بودن ظلم به مقام والای توست.
۳۴_"نصیحت کردن"دورشدن ازخود است ونشانه خودبزرگ بینی ومنیت است وکسی که ازخود دور می شودنواقصش زیادمی شود هرگز دیگران را نصیحت و اصلاح نکنید و نور افکن خود فقط روی بیندازید تا روی دیگران.
۳۳_انسانهای قضاوت محور،انسانهای صبوری نیستندبنابراین به جای حل مشکلات ازطریق گفت و گوی مسالمت آمیز،به جنگ وجدال باطرف مقابل می پردازد
.
۳۲_رنجش ها سم هستند؛بخصوص رنجش های بیان نشده درروابط بین زن وشوهروکلا درهررابطه ایی،که متاسفانه که مانیز پیوسته آن رنجش ها راباخود حمل می کنیم واین باعث تولید انرژی بد و کثیف درفضای خانواده وجامعه می شودوبازتابش،نابودی جسم وجان است.
۳۱_سکوت کردن وتسلیم شدن؛ دو علم و گنج گرانبهای هستند که برای یادگیری آن نه نیازی به سوادآموختن است و نه نیازی به دانشگاه رفتن.
۳۰_پذیرش را از آسمان یاد بگیریم که همه اجرام،ستاره ها و سیارات را در خودش جا می دهد وبیشتر فضادار می شود بنابراین ما نیز افکار،عقایدو هر آنچه را که مطابق میل ما نیست را بپذیریم که درون ما، همانند فضا جادار است.
۲۹_زمان:بر اساس توهمات ذهنی ، گذشته و آینده دارد ، در این لحظه زمان نیست بلکه زندگی(زنده،حی) جریان دارد و حی (زنده) اسم اعظم خداوند است و اسم اعظم یعنی زنده شدن به خدا و تبدیل شدن به او،بنابراین اسم اعظم کلمه حی یا زنده است ولی خود کلمه نیست.
۲۸_ پرستیدن از آن خداوند است،فرکانس ذهن خود را نپرستید و از فضای ذهن به آسمان بی کران بدن سقوط کنید و این سقوط اوج آدمیست.
۲۷_بی خواب های شبانه،نتیجه بهاء دادن به بی وفاترین و گذراترین چیزها یعنی"فکرها"هستند،چون اگر فکرها بلند شوند به ناچار آدمی نیز بلند می شود.
۲۶_هر چیزی که از طریق ذهن به او بچسبید،او حائل بین شما و خدا خواهد شد و شما کفر کننده(پوشاننده)خدا خواهید شد.
۲۵_برای رهایی از نیش زنبوران،خود را به آب دریا بیندازید.
۲۴_تمام غم های جهان،بیهوده است،جزء غم عشق.
۲۳_گنج در خرابه است،و ذهن هرکس خرابه ی اوست،با خاموش کردن ذهن به گنج می رسیم،راه های خاموش کردن ذهن؛نماز،مراقبه،تمرکز به یک نقطه،به هیچ چیز فکر نکردن،کار،مطالعه،کارهای گروهی_خاموش کردن زیانبار ذهن؛مصرف مخدرها،مشروبات،آرامبخش ها،القاءکننده ها(سیگار،قلیان...)
۲۲_هیچ کس با افکار و زبان خدا را نشناخته و نخواهد شناخت راه شناخت خدا"تبدیل"شدن به خود اوست و تبدیل، فرمولی ندارد و هرکس خود می تواند تبدیل بشود.
۲۱_خداوند؛دوخاصیت بی نهایت و ابدیت است و شما نیز نظیر او هستید.
۲۰_ نماز یعنی فراغت از غفلت.
۱۹غفلت یعنی قطع ارتباط با خداوند به جهت مشغول شدن به امورات دنیوی.
۱۸دانایی ؛ذات و خرد زندگیست،و با اخلاق اجین است،دانشمندی انباشت اطلاعات سطحی است.
۱۷_ندیدن دلیلی برای پرسیدن نیست.
۱۶_دریایی بودن حق انسانهات،نه ماهگیری.
۱۵_زیاد حرف زدن،قوام بخشیدن به شیطان است.
۱۴_هیچ چیزی به اندازه "سکوت"شبیه خداوند نیست.
۱۳_تنها چیزی که به رد شدن نورخدا در شما کمک می کند،"تسلیم" است.
۱۲_همه تغییرات جسمی برای اینست که متوجه لامتغییر بشویم.
۱۱_تقلید از دیگران،مصنوعی زندگی کردن است.
۱۰_علت تمامی جنگ های فردی و جمعی،داشتن" خویش"است.
۹_اگر کسی عیبی را در دیگران می بینید و واکنش نشان می دهد،مطمئنا آن عیب را خودش دارد.
۸_راه در جهان یکیست،ولی پناهگاهها متفاوت است،انسان باهوش اسیر پناهگاه نمی شود.
۷_خداوند در درون ماست و ما به خاطر حس جستجوگر ازلی و نهادینه شده،"آگاهانه" در پی اوییم.
۶_خداوند را نمی شود داشت،چون هر چیز داشتنی از بین می رود در صورتیکه خداوند از بین رفتنی نیست،تنها می توان به خود او تبدیل شد.
۵_هر کسی که دردمند است،یک قصه تلخ از گذشته دارد در صورتیکه ما گذشته نداریم و از جنس یار و در حال حاظر هستیم .
۴_ما نباید در اتفاقات بیفتیم،اتفاقات باید در ما بیفتد،چون در این دریا همه چیز می گنجد.
۳_تمامی ایرادگرفتن و انتقاد کردن ما از آدم ها و یا هر چیز دیگری،ناشی از معلمی ماست در صورتیکه معلم همه ما انسانها فقط خداست.
۲_سوال کردن یکی از موانع رسیدن به خداست،خداوند در حیطه سوال و پرسش نیست.
۱_اولویز، وَله اولوندورمویز : (oluyz, vale olundurmouyz)باشید ولی چیزی را انجام ندهید.
برچسب:
نویسنده: علی حسینیان