خرید بک لینک

این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «دیدستان» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

B L O G F A . C O M

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 7:08

اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «دلکده» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. عمری حضورمان در غربت بود و فکرمان حاضراین نسیه از ما بستان و نقد مان ده_____________________________________ما چون عقول، عمری قبله بر سنگ داشتیمغافل ز قبلهٔ دل، نظر بر نقش و نشان داشتیم_____________________<____________ای ماه نهان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 7:08

در ادامه، هر آنچه باید درباره «دیدستان ۲» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. _اینکه می‌گویند «عجله کار شیطان است»، نگاهی ساده‌انگارانه به یکی از کهن‌ترین مکانیسم‌های بقای انسان است.عجله ریشه در ناخودآگاه جمعی بشر دارد؛ جایی که خاطره‌ی زیست نیاکان ما در جهانی ناشناخته و پرخطر ذخیره شده است. انسان اولیه همواره در معرض تهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 7:08

در این گزارش به بررسی کامل «انسان و نیروی های درونش» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کتابچهٔ جامع «نیروهای درونی انسان»پیشگفتاراین کتابچه تلاشی است برای ارائهٔ یک نظریهٔ منسجم دربارهٔ نیروهای درونی انسان؛ نیروهایی که هرکدام برای یاری‌رساندن به انسان پدید آمده‌اند، اما در نبود آگاهی و هدایت، به‌جایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 7:08

در ادامه، هر آنچه باید درباره «مثنوی» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. "سرزنش من ها"سرزنش آن رشوهٔ پنهان بودکز درونِ آدمی پیدا بوددر دلِ هر آدمی صد «من» به‌پاستهر یکی چون سایه‌ای از نقشِ راستگه «منِ دانا» برون آرد فغانگه «منِ نیکو» شود در امتحانچون کند کردارِ انسان خلافِ آنرنج خیزد در میانِ جانِ جانتا یکی «من» رنجِ خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 7:08

در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «ریشه شناسی نام شهر مالوجه» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ریشه‌شناسی نام «مالوجه»بر پایه بررسی تطبیقی نام‌های جغرافیایی شمال‌غرب ایران، به نظر می‌رسد «مالوجه» از دو جزء «مال» + «لوجه» تشکیل شده باشد.(پس در اصل مالوجه در حرف لام مشدد بوده ماللوجه). در این ساخت، «مال» ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 7:08

"سرزنش من ها"سرزنش آن رشوهٔ پنهان بودکز درونِ آدمی پیدا بوددر دلِ هر آدمی صد «من» به‌پاستهر یکی چون سایه‌ای از نقشِ راستگه «منِ دانا» برون آرد فغانگه «منِ نیکو» شود در امتحانچون کند کردارِ انسان خلافِ آنرنج خیزد در میانِ جانِ جانتا یکی «من» رنجِ خود آرام کندخویش را با ملامت کام کندگر که خود را پاک و مؤدب شمردلغزشی آید، دل از خود خون خوردگویدش این نفس: ای بی‌حُرمتتکردی آخر، خوار کردی قیمتتتا «منِ پاکیزه‌خو» ساکن شوددل به زخمِ سرزنش روشن شودگر که «منِ پهلوان» در دل نشستلیک در وقتِ خطر، لرزید دستآنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 21:34

دوشنبه هفتم مهر ۱۴۰۴ - 19:17 - سُهراب معظمی نیکو - ایگو،یا همان من توهمی و نقش و نقاب ها که انسان هویت خیالی از آن می گیرد و پایدار نیست در نفس اماره قرار دارد._نفس از ذهن استفاده می کند که در ذهن داده های نو مثل خودآگاهی،حافظه و کهنه مثل غرایز و ناخودآگاه است و اگر نفس در تلاش برای شناخت خود نباشد،آنچه در ذهن انباشت شده اختیار انسان را در دست می گیرد و اگر با آزمون و خطا رشد کند ذهن ابزار کمک می شود تا انسان به نفس روشن و مطمئنه که قابلیت وصل به روح و از طریق او به روح بزرگ تبدیل شود._ فلسفه‌ی وجودی نفس: نفس، در معنای روان‌شناختی و عرفانی‌اش، نیروی میل و تمایل درون انسان است. او می‌خواهد، می‌طلبد، می‌کوشد. این میل به خواستن، خود جوهره‌ی حیات است اگر «خواستن» را از انسان بگیریم، حرکت و رشد نیز متوقف می‌شود،بنابراین، «خواستن» نه گناه است، نه ضعف,بلکه ویژگی طبیعی و مقدسِ موجود زنده است،بسیاری از سنت‌های عرفانی به اشتباه تفسیر شده‌اند که باید با نفس جنگید؛ در حالی که نفس دشمن نیست، بلکه نیرویی ناپخته است که نیاز به هدایت داردشنیدنِ خواسته‌ی نفس، بدون اطاعت کورکورانه از آن؛پاسخ دادن به او با آگاهی، نه با سرکوب.وقتی با نفس می‌جنگیم، در واقع بخشی از خود را طرد می‌کنیم؛ و هر بخش طردشده از ما، در ناخودآگاه به انرژی منفی و احساس بی‌ارزشی تبدیل می‌شوداحساس بی‌ارزشی، به‌نوعی «انکار خویشتن» استوقتی خود را کوچک می‌بینیم، ناخودآگاه به جهان پیام می‌فرستیم که:«من شایسته‌ی نعمت، موفقیت، عشق و خوشبختی نیستم.»و چون جهان بازتاب درون ماست، نتیجه‌اشاحساس بی‌ارزشی ،جذب فقر، بدبیاری و شکست.بنابراین راه درسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 4:02

چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۴ - 23:37 - سُهراب معظمی نیکو - کتابچهٔ جامع «نیروهای درونی انسان»پیشگفتاراین کتابچه تلاشی است برای ارائهٔ یک نظریهٔ منسجم دربارهٔ نیروهای درونی انسان؛ نیروهایی که هرکدام برای یاری‌رساندن به انسان پدید آمده‌اند، اما در نبود آگاهی و هدایت، به‌جای همکاری، گاه در رقابت و تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند. هدف این کتابچه، شناخت این نیروها، روابط میان آن‌ها، و ارائهٔ چارچوبی برای هماهنگی و بلوغ درونی است.فصل اول: چیستی نیروهای درونینیروهای درونی انسان مجموعه‌ای از گرایش‌ها، توانایی‌ها، امیال، ساختارهای روانی، نظام‌های شناختی و لایه‌های پنهان ذهن و روان‌اند که رفتار انسان را شکل می‌دهند. این نیروها از دوران‌های کهن حیاتی تا دوران پیچیدهٔ فرهنگی امروز، تکامل یافته‌اند.شناخت این نیروها نخستین گام برای رسیدن به انسجام درونی و شکل‌گیری «نفس مطمئنه» است.فصل دوم: ساختار پنج‌گانهٔ نیروهای درونینیروهای درونی در این نظریه در پنج گروه اصلی طبقه‌بندی شده‌اند:نفس و مراتب آننیروهای شناختینیروهای اخلاقی و ارزشینیروهای روانی و احساسینیروهای پنهان و ژرفسه مفهوم بنیادین نیز به‌عنوان بستر و محیط عمل این نیروها معرفی می‌شوند:جسمحافظهدنیافصل سوم: نفس و مراتب آن۱. نفسِ امّارهنیروی خواهان، لذت‌جو و بقامحور. مسئول رفع نیازهای فوری.۲. نفسِ لوّامهنیروی سرزنش‌گر، اخلاقی و بازنگر. نشانهٔ آغاز بیداری.۳. نفسِ مطمئنهمرحلهٔ بلوغ و آرامش درونی؛ نتیجهٔ هماهنگ‌شدن سایر نیروها.فصل چهارم: نیروهای شناختی۱. عقلتوان سنجش، تحلیل پیامدها و انتخاب.۲. هوشابزار پردازش و تحلیل داده.۳. ذهنکارگاه ادراکات و محل ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 4:02

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1403 ساعت: 18:14

_جهان برپایه محبت بنا نهاده شده است،لنگ زندگی هر کس از لکه دار کردن محبت است._در زندگی هیچ اولویتی نیست به غیر از خود زندگی،و زندگی شامل همه چیز است،حتی،خانواده ،معنویات، کار و...نمی توانند در اولویت قرار بگیرند._مبلغین ادیان، مبارزان نرم میدانهای سخت اند ولی غالبا نمی توانند عاشقان خدا باشند._به فرزندان خود روزه داری را بیاموزیم،"من" قهار است._هر آنچه به دنیا بینی،برای خدمت تو خلق شده است نه اینکه تو را به خدمت خود در آورد و وابسته سازد._اگر انسان به عظمت خویش پی می برد ،چیزی او را وابسته نمی کند._گمان خوب به خداوند،گمان خوب به خویشتن است._روزی که مردم بیدار شوند روز مرگ فوتبال است._تربیت پدر و مادر،آموزش مدارس،دانشگاهها و چیزی هایی شبیه دانشگاه، مانع از آموزش خداوند است._بندِ انسان به تقلید است._درب برنامه های خداوند با پذیرش برنامه دیگران بسته می شود._بند انسان در چشیدن دوباره مزه هاست._انسان هر رنجی که می کشد از برنامه های قبلی درونش و برنامه های جدیدش هست که برایش کشیده اند._عذاب وجدان نشات گرفته از ذهن دوئی است،در جهان یکتایی عذاب وجدان وجود ندارد._معیت اعمال انسان،در دنیای دوگانگی است._انسان قادر به تعریف از خدا نیست._جهان،جهان بی معنی است که ذهن به آن معانی داده و ما اسیر همان معانی شده ایم که خودمان وصف کردیم._علم بشر که ناشی از ذهن اوست چیزکی، مانند مساله مرغ و تخم مرغ است._ما فراموش کرده ایم که خود اوییم._زندگی به شدت آسان است اگر دیده آسان نگر داشته باشیم._اعیاد،نتیجه گم گشتگی انسان در اذهان است و او جویان تا عید حقیقی را بیابد._دوام عید،قوام قدرت ذهن است._هر آنچه خوری،خود خوری._آلودگی به نامطلوب ها طبیعت دنیاست،پس هیچ کس مقصر نیست اگر مطلوب ما نیست._پیامبران حقیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1403 ساعت: 18:14

__________________________________________لطف نطلبیده را،توصیف حالش محال استخویش پسندی،پسند نیست خدایا،بپسندم___________________________________________مهمان را به طعام و شراب احتیاجی نیستبنده نوازی فرما،اگر در سفره معرفتی هست___________________________________________قلم فریاد زند شرح بی سوادی مراجویان چه هستی،که بپوشاند تو را___________________________________________خرسند مشو که بر رودخانه پُلی زنندهمتی کنند و چشمه هایش خشک کنند___________________________________________دریا را چه نیاز به رحمت بارانزمینِ خشکیده،دستش به دُعاست.____________________________________________ما ره خود رویم و خلایق ره خودما را شیوه رندان زمان بس است___________________________________________همه را خسته کردم جزء خودماین نشان از دوست به یادگار دارم__________________________________________از جهان با خبری و از خویش بی خبرزر ز دست دادی و زراندود افزون___________________________________________حاجت و انسان یکی اند و به مصلحت دورتکرار دُعا،کلید فاصله هاست و مسافت دور_________________________________________خر را با پالان خوری و آنگاهدم از صبح صادق زنی و پگاه________________________________________گر عارف گشته ایی و هنوز زنده ایییا پدر نامت نهاد عارف یا به حیلت عارفی________________________________________عمری ما از همه محبت دیده ایمهر کس،آنچه را بیند که در اوست_________________________________________آنکه از صدای باران خوشش آیدگرمای تابستان به سراغش آید__________________________________________خرده مگیر بر دزد ای دوستبر انباری زند که گنج دروست__________________________________________هر شروعی را پایانیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1403 ساعت: 18:14

____________________________________۲۳من صبر را از پاییز آموختمو انتظار شیرین را همرفتگری دیدم چشم به افتادن برگ داشتتا بروبد برای تکه نانیبرگی که منتظر سقوط بودتا دستور اشتیاق رسدچه زیبا صبری بودو چه زیبا منظره اییمن از صدای خش خش برگ هاپنجره دیدم،به سوی عالم محضو ندای آمد که مرگ تنها توهم ترس است و بس!و خیال است ،ترسمن از پاییز شوق را آموختممرگ را چه زیبا تصویر می کشدو زنده شدن را زیباترگذر عمر خویش به پاییز دیدم در فراسوی تبدیلخودم را در برگ دیدمچقدر آشنا بوددانش خود آموز نداشتم و برگ درس می داد و من...لطف آموختن را در پاییز درک کردمدر تکرار آن فهمیدم خودم راو محبت و نگاه را،در تکرارچقدر به فکر من است،پاییز،برگ،نوای خش خش اشبا صبربا سقوط برگو سقوط زیبایشو خش خش صدایش زیر پای روشنی که فقط خرد شدن را می فهمدو من درس زندگی را در برگ دیدمو خودم راو صبر راو چه زیباست افتادن برای عشقو در مسیر پاییز بودنو چه زیباست صبر را دیدندر هیاهوی شتابمن دست یار را در زیر برگ،هنگام سقوط دیدمچه آهسته سقوطی بود با دست هایی که تا زمین همراهش بودبرای رسیدن به بی درسی ،به لامکان به ناکجا آبادجایی که تنها عشق جاریست و عشق_________________________________________۲۲من بی گناهم!گاهی کارهای من عجیب است،تعجیب نکنیدپای عشق بنویسید، اگر ممکن استاگر مجالی است،مجالم دهید،من همانمو لختی به خویش بیندیشیدکه صواب استهر چند که عشق نجیب است او متهم استو من بیگناهممن پاک بودم و دل پاک،من عاقلم و زاهدآن عشق جانی بود که مرا اینچنین ساختو عاقل حکم داد نیزو خواب ها،اجرایش کردندفاصله ها را بنگراز چاه تا عرش،به وسعت زمانو جهان را فاتح کیست؟در چنبره عقل است و قانون و ماتریکس چون گلوله برف غالبروزگار قریبیستچارجوب و در چادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 15:34

______________________________________244ما نه از بلبل خوشیم و نه از گلنه یاد دوست شوق آرد و نه مُلساغر و ساقی و زلف یار،عبثاست،جمله ابراز وجودست و رُل______________________________________243من خمارم و چشم به دست او دوختمهمچو پروانه ام ز نور شمع او سوختمچشم به هر ساقی ندوزم هرگزمن باقی ام و می به سلامت او ریختم____________________________________242مرکز،چون توئی باشد از برونبرآیندش جنگ بینی و فسونتهی کن درونت را غیر اوصلح بینی و صلح بینی،اندرون___________________________________241چنین مستم که آن ساقیبه حیرت ماند و آن باقیعاقل و باهوش و باخودعمر به یغما بردند الباقی_____________________________________240باقی،مات مبهوت درمانده بوداز رنگ جام و می وامانده بودساغی و سیمین ساق و مییاغی آمد و قدح،جامانده بود____________________________________239میل گنه ز توست و من بی چاره اممیل توبه ز توست و من چه کاره اممیل گنه ز توست و توبه ز تومیل همه ز تو،به تنبیه ات درمانده ام______________________________________238من چگونه ایراد گیرم از خلایقیوسف را دیدیم که بُوَد حقایقرهایی،غیر او خواست ز زندانکینه گرفت و نگه داشت مضایق_____________________________________237من آن جانم که در کالبد نگنجمسپهر گردونم،درین گنبد نگنجممعمایست،دریا در قطره بگنجدبسان عاشقم که در معبد نگنجم____________________________________236تو گمان بری که بسیارگویی هنر استزائده ذهن بیمار و همیشه ضرر استیا فضا بگشای که کام دنیا،همین استیا قرین عشق بنشین که دُر بشر است____________________________________235ابلیس را لعنت و فریب نصیب گشتحوا متهم به همراهی و ترغیب گشتطرح آفرینش چنین بود و چنین شدسنگینی اختیار بر آدم،تصویب گشت____ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 15:34

_انسانهایی که در پی خوبی هستند بدون اینکه متوجه باشند دارن یکی از بزرگترین نقص های انسانی یعنی تایید طلبی را نشان می دهند._در پی این نباشید که آدم خوب و باکمالات باشید زیرا اگر از آن چارچوب لغزش کنید،ملامت و سرزنش شما را هر لحظه آزار خواهد داد،فقط در لحظه باشید و در جستجوی تنبیه و تشویق خود نباشید._دنبال رو بودن،نهایت مسخ بشریت است._شغل،برای کسانی است که خود را در برابر خداوند کسی می دانند و توهم جدایی دارند،انسانهای بزرگ که در برابر خدا خود را هیچ می دانند به شغل و در آمد هیچ احتیاجی ندارند و همیشه دارا و بی نیاز هستند._ حقیقی،در ندانستن و سکون است._زندگی شیرین است و جرات،چاشنی آن،خودکش از حقارت است و باخت چاشنی او،مرگ آگاهانه ،بی ادبی به درگاه خداوند است و کار دلیران._مرگ،پابان یک تجربه است و تجربه خوب و بد ندارد.موسی و فرعون به فراخور،هر کدام تنها یک تجربه بودند._کثرت جمعیت جهان،نشان از بی معرفتی مردمان دارد اگر آدمی از یک نفر تمام تجربه و درس را می گرفت نیازی به کثرت جمعیت نبود._دیده شدن در نادیده شدن است._جهان،جهان اذهان است و اذهان قائم به فرد،برای همین است که هیچ چیز مطلق نیست._اشتباه ما انسانها در اینست که فکر می کنیم با حرکت به آرامش می رسیم.بزرگترین اشتباه بشریت،جستحوی برای شناخت از پیرامون بود._درصدد جبران چیزی نباشید،بهترین جبران، بودن با حضور است._انسانها تا روزی که بیدار نشوند،صرفا دستگاه اطلاعات سوخته هستند._گذشته، روزی گذرگاه تو بود و ،شایسته احترام است نه ملامت._زبان،پایین ترین ارتعاش آگاهیست و سکوت،بالاترین مرتبه آن.__دل،بی نیاز است به سواد،ذهن نیازمند به آن_دل ،پذیرای قانون عشق است.و عشق بی قانون است._به خودتان رحم کنید با حمل نکردن تفکرات دیگران._ رهایی، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی حسینیان تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1402 ساعت: 19:19

صفحه بندی